X
تبلیغات
رایتل


"بهشب عباسی"

آنچه باعث می شود که هنرمند دست به اقتباس بزند چیست؟آیا نبود سوژه و ضعف در نویسندگی باعث رفتن به سمت آثار کلاسیک جهت اقتباس می شود؟خالق دوم تا چه اندازه حق تغییر اثر اصلی را دارد؟تفاوت های اقتباس آزاد و اقتباس وفادارنه در چیست؟مخاطب عادی در هرمزگان چقدر باآثار کلاسیک (شکسپیر،ایبسن،سوفوکل و..)آشنایی دارد که بعد از دیدن اثر اقتباسی بتوانند ارتباط برقرار کند؟


خانه عروسک/خانه عروسک من

مهدی عطایی در اوایل دهه هشتاد برای خلق اثری مدرن با نسل جدید بازیگران در بندرعباس به سراغ نمایش نامه ای از هنریک ایبسن می رود،در این اثر ما شاهد اقتباسی وفادارانه هستیم که کارگردان با گنجاندن زندگی زنی بندری در آن در نظر دارد که با مخاطبش ارتباط بهتری را برقرار کند،عطایی نام اثرش را هم "خانه عروسک من" می گذارد،خط اصلی داستان زیاد تغییر نمی کند.این نمایش بارها در بندرعباس به روی صحنه رفت و تجربه ها جسورانه ای برای کارگردان با سابقه و بازیگران جوان آن زمان تاتر هرمزگان بود.


آرش/منم ...

گروه تاتر کارگاه در یکی از تجربه های اولش در دهه هشتاد نگاهی داشت به اثری از  بهرام بیضایی "برخوانی آرش" که توسط مجید سرنی زاده با نام "منم ..."نوشته شده بود،در این اثر سرنی زاده ترکیبی از آرش بیضایی و سیاوش کسرایی را با طراحی خاصی به روی صحنه برد و توانست در جشنواره های آن دهه موفقیت هایی کسب کند،در این اثر اقتباسی سرنی زاده برای اولین بار با طراحی حرکات بازیگران،علاقه خود به کروگرافی را نشان داد.


بوف کور/هوا سرد است

گروه تاتر مستاجران جدید بی شک در دهه هشتاد یکی از گروه های پیشرو و خلاق در بندرعباس بود،اسماعیل پاکدامن در نمایشی که مبتنی بر تصویر و حرکت بود نگاهی آزاد داشت به رمان معروف صادق هدایت با نام بوف کور،پاکدامن در این اثر که "هوا سرد است" نام داشت، توانست نوع نگاهش به تاتر را تثبیت کند،بازی الهام میرزاپور در نقش پیرمرد قوزی از نکات برجسته آن کار است که هنوز در ذهن مخاطب مانده است.