X
تبلیغات
رایتل


به آن کلمه ی معصوم (    )

 

من و این چند کلمه عاشقانه کجا فرار کنیم

از دست این خیابان که سر رسالت پیچ می خورد به کجا فرار کنیم

دست انداز  چار دور میدان صادقیه این را خوب می داند

کسانی که سنگ اسکله را به سینه می زنند

خوب می دانند توفان دریا را تعطیل کرده است

این کلمات آخر عاشقانه را کجای دلم پنهان کنم

به کتانی و کفش چرک من نگاه نکنید

سفید بوده بوده روزی

قبل از دویدن از دربدری قبل از بی خبری    یا حسین!

این چند کلمه ی معصوم را لای دستمالِ مچاله پنهان کرده ام

از دست این باند کهنه

این سیستم تازه کار گذاشته توی ماشین های پراید دم قسط

که جارو برقی شده

عشق/ عاشق/ شهامت/ شاعر را یکجا می بلعد

در ورودی دانشگاه آزاد را عوض کردند

تا کلمات جنبشی گیج شوند

گاز اشک آور پخش شده لای این کلمات نامیرا

نه! از گلشهر تا دموکراسی تا دو هزار دنیا فاصله است

در این شهر چل تکه

که از گوشه عود مرشد و هوای مست روهنده

تا سیخ موهای ساسی شکاف است

شکاف است بین مردمش

معلوم است عاقبت ابرام

جوی خیابان و حال خراب است

در سلول های قارچ صورت اصغر چه آوازهای محزونی خوانده نشده ماندند

سرمان به هر روزه گی به زیتون به نیلی

گرم است

سوختگی روح را یادمان رفته

و آن کلمه ی معصومِ ممنوع فراموش می شود

در این شرایط شنیع

به چراغ تیر برقی که با لگد روشن می شود قسم تان می دهم در  غیاب نور

تا بدانید خاموشی مثل سرنگ های ریخته در کوچه فرهنگ چه فراگیر می شود

چه فراموشی تندی از سشوار و واکس می ریزد بیرون

کجای پیراهنم پنهان کنم این چند کلمه سودایی را

دُل و دیوار کاه گلی

حجله های بین خانه ما و خانه صدر

آب پاشی / بوی خاک

صدای دامن داغ قبل از ویرانی مجرد

بوی کلمه ی شهید

انار دانه های مادر احمد رجب

دهه شصت و درد دریدن پوست از عشق وطن

و تن پریده و پاره از ترکش و تانک

یا حسین فهمیده    همه پاک شده اند

تا شیشه از رگ های رام مغز ما رد شود و مویرگ چشم ها را گشاد گشاد گشوده کند

فقط نمی دانم چقدر می توانم این کلمه ی مضاعف را تا کجا به دوش

بکشم

بکشانمش ببرم بکارمش توی خاک دریا چطور است

طوری بکارمش که پلنگی سیاه شود یا نهنگی نترس

که درد را بکند ببرد به آبهای آزاد      آخ

چند روزی هست که خوب وبلاگ نویسی نکردم،که جا دارد از همه خوانندگان این صفحه معذرت خواهی کنم.اما چند موضوع را امروز با شما در میان می گذارم.


1.وب سایت گروه تی تووک بندرعباس راه اندازی شد،علاقمندان می توانند بازدید کنند،این هم صفحه بیوگرافی من.در ضمن دوستان اگر پیشنهادی برای بهتر شدن سایت دارید،با ما در میان بگذارید.


2.امروز در بندرعباس از 37 جوان نمونه تجلیل به عمل آمد،که یکی از آن جوان ها من بودم،در معرفی من بیشتر به فعالیت های هنری من پرداخته بودند،اما خوشحال شدم وقتی مجری برنامه از 5 سال وبلاگ نویسی من هم به عنوان یکی از فعالیت ها یاد کرد.


3.رادیو منا،وبلاگی که برای نجات زمین فعالیت می کند،سوالی را مطرح کرده است،و از خوانندگان خواسته که پاسخ بدهند.اینجا 

 

4.فردا در همین وب شعری از ابراهیم پشتکوهی منتشر می شود.


برای دیدن از تئاتر "آواز مترسک زمین های خشک انتظار" کاری از گروه آینه به نویسندگی و کارگردانی "علی رضا داوری" به شهر رودان آمدم.در مورد این اثر خوب و بازی های روان بازیگرانش به زودی می نویسم.

1.پارسال وقتی چهار گروه از ایران در فستیوال تئاتر آوینیون به روی صحنه رفتند،تمامی نشریات و سایت های فرهنگی و هنری چنان با آب و تاب از این اتفاق مطلب نوشتند که همه اهل تئاتر از این خبر خوشحال شدند،همه جا نوشتند که تئاتر ایران بعد از 15 سال در آوینیون.این لینک را ببینید.

2.یک سال گذشت و یک گروه از بندرعباس با نام تی تووک که پرچم دار تئاتر منطقه جنوب ایران در کشور است و تا به حال توانسته بخشی از فرهنگ و هنر استان را به کشور معرفی کند،به همان فستیوال دعوت شد(اگر بعضی ها باور ندارند دعوت نامه را در همین وبلاگ منتشر می کنم.) همه عوامل گروه تلاش خود را کردند که به شکل شایسته ای در این اتفاق بزرگ تئاتر دنیا حضور مثبت داشته باشد،اما متاسفانه یک مشکل اداری فعلا از حضور این گروه در این فستیوال جلوگیری کرده است.

3.اما متاسفانه برخورد بعضی از اطرافیان آن قدر عجیب بود که به راحتی به خودشان اجازه دادند که شایعه کنند که این گروه اصلا در جشنواره آوینیون حضور ندارد بعد که من لینک فستیوال را برای عموم منتشر کردم،بعضی دیگر از اطرافیان سعی کردند که این بخش از فستیوال را بی ارزش جلوه دهند.

4.وقتی آتیلا پسیانی،رضا حداد،سیامک احصایی و کیومرث مرادی که همه آنها از کارگردانان فعال و مطرح کشور در حوزه تئاتر هستند به همین فستیوال دعوت می شوند،چگونه توسط رسانه های پایتخت مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند،اما وقتی گروه تی تووک بندرعباس به همین فستیوال می رود،اطرافیان نزدیک به این شکل برخورد می کنند.(چون دوست دشمن است شکایت کجا برم)

5.به هر حال یه فرق هایی باید باشد بین ما و آنها،اما در این جا از همه دوستانی که از این گروه حمایت کردند سپاسگذارم و امیدوارم که هرمزگان و هنرش روز به روز پیشرفت کند آن چنان که لیاقتش را دارد.همه ما باید قدم های خودمان را برای بهتر شدن برداریم.


توضیح پایانی و مهم:این لینک تئاتر آتیلا پسیانی در همین فستیوال در سال گذشته است،این هم لینک تئاتر تی تووک در این فستیوال است در همین امسال.لینک ها مربوط به یک سایت است و یک فستیوال،اما پسیانی تهرانی است و ما بندرعباسی.

حِسادَت یا رَشک احساسی است که هنگام کمبود نسبت به ویژگی، دستاورد یا داشته‌های برتر فردی دیگر روی می‌دهد و فرد حسود یا می‌خواهد که آن را داشته باشد و یا آنکه می‌خواهد دیگری آن را نداشته باشد.

همچنین ممکن است حسادت از احساس عزت نفس پایین فرد ناشی شود که باعث مقایسهٔ اجتماعی نسبت به بالا خواهد شد که تصویر شخصی فرد را تهدید می‌کند: فرد دیگری چیزی دارد که فرد حسود داشتن آن را مهم تصور می‌کند.' حسادت احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می دهد .منبع ویکی پدیا