این روزها بهرام بیضایی هم در تهران است هم در کالیفرنیا،در تهران است به واسطه انتشار کتاب " هزار افسان کجاست؟" که پژوهشی است در مورد ریشه های فرهنگی و تاریخی داستان های هزار و یک شب و در ایالت کالیفرنیا با اجرای تئاتری جدید با نام "جانا و بلا دور" که نگاهی دارد به پیکار چهار عنصر خاک،آب آتش،باد که در پایان به شکل گیری دنیایی تازه منجر می شود.

این تئاتر به شکل سایه بازی و همراه با آواز و موسیقی و عروسک برای آمریکایی ها به نمایش گذاشته می شود و بازیگران اصلی اثر مژده شمسایی و محسن نامجو هستند.


بودن، یا نبودن، سوال اینجاست

آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،

و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟

بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛/قسمتی از مونولوگ هملت در نمایشنامه هملت شکسپیر


خبرها در رفت و آمدن مثل آدمها مثل مورچه ها،حالا بعد از چند روز کشمکش دقایقی پیش در گفتگویی که با کارگردان فیلم " گفتگوی منتشر نشده ژاله" داشتم، اعلام کرد که این اثر با کمی اصلاحات به جشنواره اردیبهشت راه یافته است.این خبر کافی بود برای خوشحالی و خندیدن.

اما ناگهان یاد سه فیلم دیگر می افتم،بی اختیار سراغ فیلم "بندر گامبرون" شهاب آب روشن را می گیرم،مرتضا می گوید :قبول نکردند،پنچر می شوم.نمی دانم چرا یاد این مادرانی می افتم که منتظر بازگشت پسرشان از جنگ هستند،آن مادران سیاه پوش اهوازی که منتظر اعلام اسامی اسرای آزاد شده رادیو کوچک را به گوششان چسبانده اند، هر چند ساعت یکبار غش می کنند و با یک لیوان آب سرد پاشیده شده برصورت شان می پرند.

حالا تلاش همه برای بازگشت فیلم های حذف شده چندان موفقیت آمیز نبوده،ما تنها یک اسیر آزاد کردیم،سه به یک باختیم اما دلیل این شکست بماند برای بعد از جشنواره.

حالا دیگر باید وقت مان را و ذهن مان را متمرکز کنیم روی آثاری که هستند،باید سعی شود که هر چه با شکوه تر این اتفاق هنری اردیبهشتی مان برگزار شود.

مورچه های درونتان را فعال کنید از کنار هم که رد می شوید آرام در گوش هم بگویید،در این شهر جشنواره فیلم و عکس است،فرهنگسرای طوبا 25 تا 28 اردیبهشت.ار فردوسی تا خیام.

عکس نمایی از فیلم "گفتگوی منتشر نشده ژاله" را نشان می دهد که قرار است به یاری خدا و دعای خیر چهارشنبه 27 اردیبهشت ساعت 21 شب اکران شود.

امروز را به نام فردوسی نامیده اند،بزرگ شاعر پارسی زبان و ناجی زبان پارسی،امسال گروه تئاتر تی تووک با همکاری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری بندرعباس مراسمی در پارک غدیر برگزار می کنند.

علاقمندان ساعت 7 عصر در زمین اسکیت پارک غدیر حضور داشته باشند،ورود برای عموم علاقمندان آزاد است.

در این برنامه سعید آرمات شاعر هرمزگانی شاهنامه خوانی خواهد داشت و بهرنگ عباسپور سرپرستی اجرای موسیقی زنده را بر عهده دارد،فریبا امیری بازیگر گروه تئاتر تی تووک نمایش کوتاهی را اجرا خواهد کرد.





متاسفانه هنر تاتر دیروز صبح یکی از بزرگان خود را از دست داد،ایرج زهری در بوخوم آلمان درگذشت،این کارگردان و منتقد 79 از بیماری سرطان خون رنج می برد.او متولد 1311 در تهران بود و بعد از انقلاب به آلمان مهاجرت کرد.

زهری در اواسط دهه هشتاد سفری به بندرعباس داشت،از طریق محمد سایبانی با او آشنا شدیم،پیرمردی شاد و سرزنده که بعد از سال ها دوری به ایران بازگشته بود تا با هنرمندان جوان آثار جدیدی را به روی صحنه ببرد.

قرار بود که کار مشترکی را با بازیگران هرمزگانی انجام دهد که متاسفانه از دنیا رفت با تمامی خاطرها و تجربه ها.او به غیر از نمایش نامه ها و ترجمه هایش یک کتاب خاطرات بسیار خواندنی به یادگار مانده با نام "یادها و بودها" که پیشنهاد می کنم دوستان هنرمند مطالعه کنند.

قصد داریم در بندرعباس یک مراسم کوچک برای او برگزار کنیم به زودی اطلاه رسانی می کنیم.روحش شاد و یادش گرامی باد.