X
تبلیغات
رایتل




آقا رضا دانشجو دانشگاه قشم است؛یک شب به اسکله قشم می آید که راهی بندرعباس شود به دلیل نبود قایق های تندور مخصوص، به همراه چند مسافر دیگر که در اسکله بودند تصمیم می گیرند با یک قایق شخصی به بندرعباس برگردند؛پس از گذر از موجهای بلند و خطرناک این جماعت به خشکی می رسند؛ نزدیک اسکله بندرعباس،صاحبان قایق که گویا دو نفر بودند،مسافرین را از هم جدا می کنند و با تهدید سلاح سرد – خنجر بزرگ- و با توجه به شکل و قیافه افراد از هر کدام درخواست قیمت های متفاوتی می کنند؛مثلا می گوید تو که کت و شلوار و کیف چرم در دست داری کرایه ات می شود 35 هزار تومان و تو که به نظر دانشجو می آیی 15 هزار تومان؛چقدر انسانیت این زورگیران دریایی مرا به فکر فرو برد؛خداوند خیرشان دهند.

 


همان آقای رضا داستان بالا،چهار ماه پیش در سالن بدنسازی مشغول ساختن بدنش بود که متوجه شد که ای دل غافل  گوشی همراهش دزدیده شده،در به در دنبال گوشی گران قیمتش می گردد اما نتیجه ای حاصل نمی شد،چند روز پیش گذرش به یک "مال خر" می افتد که یک کیف جلوی آقا رضا می گذارد و می گوید:در این کیف گوشی تو پیدا می شود،50 هزار تومان بیاور و گوشی را تحویل بگیر،آقا رضا هم می گوید چشم و دیروز عصر خودم با چشمان خودم دیدم که رضا بعد از چهار ماه دوری از گوشی موبایلش؛ توانسته بود با خوشحالی گوشیش را در آغوش بگیرد.با خودم گفتم چه چرخه با انصافی.


همای من عاشق ساز دف است،تقریبا یک سال است که تمرین می کند و پیشرفتش بسیار عالی بوده؛هما در گروه هنری شیدا فعالیت می کند،این گروه در تاریخ 10 و 11 آذر اگر مشکل خاصی پیش نیاید کنسرت برگزار می کند؛این کنسرت قرار است در فرهنگسرای طوبا بندرعباس برگزار شود.اخبار تکمیلی به زودی..



داستان غم انگیز خانم "آنتیگونه" دختر ادیپ را احتمال می دهم که خوانده باشید؛دختری که سال ها پیش از ما در یونان زندگی می کرد و به دلیل مخالفت شدید و سرپیچی از دستور پادشاه وقت که عمویش نیز محسوب می شد،منظورم جناب آقای "کرئون" است؛در آغاز به حبس محکوم شد و سپس خود را به دار می آویزد.

تمام درگیری های آنتیگونه و پادشاه به این دلیل است که "پولونیکس"برادر آنتیگون که از مخالفان پادشاه می باشد در یک جنگ تن به تن با برادرش کشته می شود و پادشاه دستور می دهد که جسد پولونیکس را نباید تدفین کرد زیرا که او خیانت کرده است و باید جسدش گند بزند؛آنیگونه به مخالفت بلند می شود و شبانه شروع می کند به دفن جسد برادر که توسط نیروهای کرئون بازداشت می شود؛و این نافرمانی سرآغازی بود برای از پاشیده شدن خانواده پادشاه.


 

حالا سال ها بعد در کشور برمه خانمی به نام "انگ سان سو چی" در حال مبارزه با ژنرال های دیکتاتور این کشور می باشد و جالب اینجاست که شروع مبازرات این خانم در سال های 1988 در مخالفت با حکومت ژنرال "نئون" بوده است و جالبتر اینجا است که پدر این خانم مبارز خودش یکی از ژنرال های خوش نام و قهرمان ملی کشور برمه بوده است.

آنگ سان سو چی از سال 1989 تا همین چند روز پیش در حبس خانگی به سر می برد،او در کل این سالها به رادیو گوش می کرده و پیانو می نواخته است،او در سال 1991 جایزه صلح نوبل را خود را تقدیم می کند به تمام مردم کشور برمه و تمام پول این جایزه را هم برای بهبود بهداشت و آموزش کشورش خرج می کند.اگر مایل هستید بیشتر بدانید از این دو زن به ویکی پدیا بروید.

ویکی پدیا؛آنتیگونه؛انگ سان سو چی

 

 


متاسفانه دیشب  سه عدد آدم زورگیر با خیال راحت در پارک شهر(دباغیان) بندرعباس،یک فرد را مورد عنایت قرار داده و تمامی دارایی ها موجودش را با خود برده و پس از آن با چوب و چاقو این بنده خدا را مضروب کرده اند.

آقای شهردار تو مقصری،چون که پارک شهر متاسفانه نور کافی ندارد و به دلیل کهنه شدن وسایل بازی شور و شوق و شلوغی در این پارک از بین رفته است و به همین دلیل زورگیران زحمت کش این مکان را مناسب دیده اند برای انجام عملیات زورگیری.

آقای نیروی انتظامی تو هم مقصری،به دلیل اینکه در همین چند وقت،بارها در این پارک اتفاقات ناگوار افتاده است؛اما متاسفانه نیروی گشت زنی کافی برای این مکان اختصاص داده نشده است.

جناب خانم یا آقای جامعه،شما مقصر اصلی هستید،چون که این افراد زورگیر؛قاتل،اراذل ودیگر دوستان عزیز وقتی از شکم مادر محترم به دنیا آمده اند که خلافکار نبوده؛این جامعه و محیط بیمار اطراف این موجودات معصوم است که باعث شکل گیری منفی این افراد می شود.

نکته:حالا چی کار باید کرد؟

نظر من: در حال حاضر که شما دارید این مطلب را در وبلاگ من می خوانید،تعدادی کودک و نوجوان در محله های _بیشتر_فقیر نشین هرمزگان در حال تبدیل شدن به قاتل ها و خلافکاران آینده این جامعه می باشند،پس بهتر است که اگر کسی از افراد مرتبط با مسولین این استان در حال خواندن وبلاگ من هستند با من تماس بگیرند تا با ارئه یکسری پیشنهادات فرهنگی و هنری و در عین حال کم هزینه؛جلوگیری کنیم از تبدیل شدن کودکان امروز هرمزگانی به خلافکاران فردای جامعه./نقاشی سیب زمین خورها اثر ونسان ون گوک




دو سال پیش که نیروی انتظامی تصمیم گرفت با شدت و خشونت با ارذل و اوباش مقابله کند،خیلی ها نسبت به شیوه مقابله هشدار دادند زیرا که نه انسانی بود نه درد اصلی را دوا می کرد.اینکه به گردن یک انسان آفتابه انداخته شود و در شهر چرخانده شود،نه تنها باعث اصلاح آن فرد نمی شود بلکه باعث می شود که نگاه مردم به آن فرد از روی ترحم و دلسوزی باشد.

این روزها که بحث امنیت در شهر بندرعباس دهان به دهان می چرخد و همه به دنبال راه کار هستند برای کم کردن نا امنی و خشونت،بعضی ها مشکل اصلی را بیکاری و بعضی ها مهاجر پذیر بودن این شهر را دلیل نا امنی در بندرعباس می دانند.

قبل از اینکه پیشنهاد خودم را بگویم لازم است که یک نکته را ذکر کنم که خیلی مهم و حیاتی است برای مسولین هرمزگانی و آن هم حس اعتماد است.اگر گروهی مثلا وبلاگ نویسان هرمزگانی دست به اعتراض یک هفته ای می زنند.و نسبت به بد بودن امنیت و آسایش در این استان مسولین و دستگاه ها را نقد می کنند و در آخر هم پیشنهاد می دهند،آقایان مسول باید این احساس مسولیت وبلاگ نویسان را به فال نیک بگیرند و از این پتانسیل موجود برای آبادی و آرامش در این استان استفاده کنند نه اینکه آنها مستقیم و غیر مستقیم تهدید کنند.یادمان باشد که هرمزگان متعلق به همه ماست و آرزو و هدف جمعی که همانا پیشرفت این استان است باید موجب احساس اعتماد ما به یک دیگر شود.

فرهنگ و هنر باعث امنیت بیشتر می شود،فقط کافی است که مناطق جرم خیز و محلات فقیر نشین را شناسایی کنیم و با احداث یک فرهنگسرای کوچک یا یک کتاب خانه مناسب در آن محل باعث آشنایی کودکان و نوجوانان با این مقوله شویم.

شاید در حال حاضر در این محله ها برای هر یک از این نوجوانان داشتن یک چاقو ضامن دار؛ یک ارزش باشد اما وقتی این عزیزان بدانند که دنیایی وجود دارد به نام موسیقی که می تواند هم باعث تفریح باشد هم انتقال دهنده آرامش و احساس های خوب،بی شک رفتارش عوض می شود،وقتی ببیند که در این مکان ها همه به هم احترام می گذارند و کسی با توهین و فحاشی دیگری را صدا نمی کند،بی شک نه تنها خودش جذب این مکان ها می شود بلکه دوستانش را هم با فرهنگسراها دعوت می کند.

این یک راه حل ساده است که در هر صورت نتیجه اش برد؛ برد است،فقط کافی است که این مکان ها در این محله ها راه اندازی شود و البته مورد حمایت قرار بگیرد و فعالیت مستمر داشته باشد،متاسفانه و با کمال تاسف در بندرعباس ؛محله کمربندی (دور راهی ایسنی) یکی از این فرهنگسرا ها در حال متروکه شدن است نه تنها فعالیتی نمی کند بلکه قفل بزرگی بر در این مکان هنری زده شده است.

هرمزگان تشنه فعالیت های فرهنگی و هنری است،فقط کافی است که ایده ها را عملی کنیم و پولی را که دولت با نام مصوبه فرهنگی تصویت کرده است را با برنامه ریزی خرج کنیم و در آینده نه چندان دور نتایچ خوب و خوشحال کننده ای دریافت کنیم.

نکته:این آخرین مطلب من در هفته نامه ندای جوان بود.مدتی است که ندای جوان چاپ نمی شود.نقاشی "شب  پر ستاره" اثر ونسان ون گوک.