X
تبلیغات
رایتل




دیروز هیت بزرگ از چهره های علمی و سیاسی آلمان وارد تهران شدند که در صدر آنها فرانک والتر اشتاین مایر حضور داشت این سیاستمدار کهنه کار و خنده روی آلمانی پس از دیدار با چهره های مطرح سیاسی در برنامه جداگانه ای از موزه هنرهای معاصر تهران بازدید کرد. حضور جالب سیاستمدار مطرح جهانی در یک مکان کاملن هنری  نشان از شعور و ذوق و درک صحیح از اهمیت هنر در جهان امروز است،اشتان مایر در سخنرانی اش در دانشگاه تهران چندین بار از علاقه مردم آلمان به هنر معاصر ایران یاد کرد.

اویگن برتولت فردریش برشت شاعر و نمایش نامه نویس آلمانی نمایش نامه ای دارد به نام " آدم آدم است" که در سال 1926 نوشته شده است،در این اثر شخصیتی ساده و ضعیف به نام "گالی گی" توسط تعدادی از سربازان ارتش بریتانیا فریب می خورد و به جای یک سرباز غایب لباس نظامی می پوشد؛اما سیستم خشن و بابرنامه ارتش کم کم از این آدم ساده لوح فرمانده ای خشن و درنده می سازد.


در این کتاب ما با طنز خاصی روبرو هستیم که برشت در لایه های پنهان آن به دنبال درگیر کردن اندیشه مخاطب است.او می گوید طنز طرح و توصیف اخلاقیات است. متن نباید احساسی یا اخلاقی باشد بلکه باید اخلاقیات و احساسات را نشان دهد.

این نمایش نامه معتبر از اواسط مهر در پلاتو آفتاب بندرعباس به روی صحنه می رود و کارگردانی این اثر بر عهده مهران محمود زاده است که به همراه تعدادی از بهترین بازیگران استان هرمزگان قرار است شب های جالبی را برای تماشاگران بندرعباس بوجود آورند

محمود زاده چندی پیش با اجرای نمایش "کی گفت آری،کی گفت نه" که بر اساس نمایش نامه دایره گچی قفقازی برشت نوشته شده بود؛توانست رای بالای هیت داوران و تماشاگران را کسب کرده و به عنوان نماینده هرمزگان به فستیوال بین المللی فجر راه پیدا کند،همه علاقمندان به هنر را به دیدن نمایش آدم آدم است دعوت می کنم.

عبدالرحیم جعفری پیشکسوت حوزه نشر در سن 96سالگی از دنیا رفت.

علی دهباشی با تایید خبر درگذشت بنیان‌گذار انتشارات امیرکبیر به ایسنا گفت: آقای جعفری ساعت 12 جمعه شب 10 مهرماه در بیمارستان ایرانمهر درگذشت.

به گفته سردبیر مجله «بخارا»، جعفری الگویی را در نشر ایران بنیان‌ گذاشت که سال‌هاست ناشران موفق ما سعی می‌کنند همچنان از روش و ایده‌های او بهره جویند.

عبدالرحیم جعفری بنیان‌گذار و مدیر اسبق انتشارات امیرکبیر از سوم مهرماه در بخش مراقبت‌های ویژه (آی سی یو) بیمارستان بستری بود و از شامگاه چهارشنبه نهم مهر به کما رفت.

جعفری متولد سال ۱۲۹۸ در تهران بود. او سال ۱۳۲۸ پس از ازواج با دختر برادر مدیر چاپخانه علی‌اکبر علمی، در اتاقی در طبقه دوم چاپخانه آفتاب، واقع در خیابان ناصرخسرو، انتشارات امیرکبیر را پایه‌گذاری کرد.

جعفری در سال‌های فعالیتش می‌کوشید تا در حوزه‌های مختلف، کاستی‌های موجود در زمینه کتاب را مرتفع سازد. از فعالیت‌ها و افتخارات او می‌توان به تأسیس چاپخانه بزرگ بخش خصوصی، ۳۰ سال خدمت به چاپ و نشر کتاب در مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ ۲۸۰۰ عنوان کتاب، تأسیس 12 کتاب‌فروشی و دریافت لوح تقدیر از «دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی اشاره کرد.

کتاب «در جست‌وجوی صلح» به خاطرات عبدالرحیم جعفری اختصاص دارد که سال 83 در دو جلد و 1224 صفحه در انتشارات روزبهان منتشر شد.

جعفری در بین کتاب‌هایی که منتشر کرده، همچنین ناشر کتاب‌های طلایی برای کودکان در مؤسسه انتشارات امیرکبیر بوده است.

مهران محمودزاده هنرمند هرمزگانی  و استاد دانشگاه فرهنگ و هنر است او در اقدامی قابل تحسین برای احیا تاتر جاسک به این شهرستان سفر می کند  و پس از پژوهش در فرهنگ و آداب و عادات مردم این منطقه  اثری قابل توجه  ای را  به همراه گروه لیبوک در جشنواره تاتر استانی به روی صحنه می برد،بی هیچ تعارفی این هنرمند یک روشنفکر عملگرا است،در این اثر مهمترین دغدغه های امروز جامعه با مخاطب در میان گذاشته می شود.محمودزاده در این اثر به دنبال تقلید از هیچ سبکی نیست او حتی خودش را نیز تکرار نمی کند،از این جهت او رفتاری را پیش می گیرد که یوجینیو بارابا "مبادله فرهنگی " می نامد،مخاطب در این اثر با دنیای ساده و عمیقی روبرو است که از هر گونه ادا به دور است،شناخت محمودزاده از عناصری که در اختیار دارد و درک درست از توانایی بازیگران باعث شده که ما با تاتری روبرو باشیم که همه چیزش سرجایش است.

طراحی صحنه مینیمال و آیینه های تکه تکه شده که در پایان اثر کاربرد خود را نشان می دهد و رودروی مخاطب قرار می گیرد تاثیری گذاری اثر را چند برابر کرده بود،برخورد صمیمی و بی ماسک بازیگران،اجرای به جا و مختصر از ترانه های منطقه جاسک و همچنین طراحی لباس مناسب با فضای نمایش از نقاط قوت این اثر هنری بود.

استفاده از قصه ها و باورهای مردم شرق هرمزگان و مقابله صحیح با خرافات می تواند باعث رشد فرهنگی و اجتماعی بیشتر آن منطقه گردد که گروه لیبوک به خوبی آن را درک کرده است امیدواریم با حمایت مردم جاسک چراغ کوچک تاتر به نورافکن بزرگی تبدیل شده و راهگشا باشد.

رنجترانه های سیما نمایش مورد علاقه من نیست اما تصمیم دارم در مطلبی  کوتاه در خصوص اثر بنویسم،ضعف اصلی اثر نویسندگی است،در واقع داوری بسیار سردرگم میان داستان مده آ،منصفی و پژوهش هایش در حال رفت و آمد است،مسایلی در اثر گفته می شود که هیچ وقت تکلیفش مشخص نیست،قصه مرد کنگی و کشتی های قطری،زن صورتی پوش و مردی به نام شهمات و بچه هایی که ناگهان آخر نمایش به دار کشیده می شوند،نمایشنامه مرا یاد خانه های مسکن مهر انداخت،که زیر این رنگ و لعاب های دکوری،مصالح بی کیفیت کار گذاشته شده،داوری با دیالوگ های جالب و ضرب المثل هایی که از سراسر هرمزگان جمع آوری کرده در حال پوشاندن ضعف اصلی اثر است که به آن اشاره شد.

در رنجترانه های سیما یک بازیگر بسیار درخشید،سیما پورسالاری با میمیک،حس و بیان عالی در کنار چشمانش به خوبی از پس نقش برآمده بود و مخاطب را میخ کوب می کرد،اما کارگردان با طناب دست و بال بازیگران را بسته بود و عدم تسلط بازیگران گاهی باعث بی نظمی در میزان سن ها می شد،ضعیف ترین قسمت کارگردانی به نظرم طراحی حرکاتی بود که به دلیل نبود بدن مناسب بسیار تو ذوق می زد،کلن وارد شدن به کوریوگرافی نیاز به بدن آماده و بازیگران این کاره دارد که کارگردان در دست نداشت.

علیرضا داوری کارگردان حساسی است و به جزییات توجه ویژه دارد اما به نظرم برای اینکه این اثر پخته شود نیاز به دوماه تمرین دیگر دارد،امیدوارم در اجرای عموم شاهد نمایش بهتری باشیم

ظاهرا و البته رسما از سوی مدیران ارشد فرهنگی سال ٩٤ را سال تئاتر نام نهاده اند. می نویسم «ظاهرا» زیرا هنوز کورسویی از روشنایی در این هنر و نیز هنوز برنامه جامعی برای آن تدوین و اعلام نشده است. اینکه چه شده مسئولان ارشد فرهنگی این عنوان را برای سال جاری انتخاب کرده اند، حتما از نظر آنها دلایلی دارد. یکی از دلایل آن شاید کاستی های عدیده ای است که در سال های اخیر دامنگیر این هنر مادر و به گفته بسیاری، هنر فاخر شده است؛ کاستی هایی که البته از سال ها قبل تر نیز وجود داشته اما امروزه افزایش نسل جدید هنرمندان تئاتر ، تقاضای بیشتر از سوی مخاطبان تئاتر ، تاسیس و راه اندازی آموزشگاه ها، تماشا خانه ها و پلاتو های کوچک خصوصی (البته این آخری بیشتر در تهران رشد یافته)، افزایش دانشجویان و دانش آموختگان تئاتر، انتشار کتاب های تئاتر از سوی برخی ناشران فرهنگی و انتشار اخبار این هنر در تعداد زیادی از رسانه های مکتوب و مجازی و... موجب شده تا نمود این کاستی ها بیش ازپیش به چشم آید. از سوی دیگر، نبود امکانات سخت افزاری (مانند تالار ها و تماشا خانه های حرفه ای دولتی و شاید خصوصی) و نیز کمبود بودجه و نیز افزایش نیافتن آن، سبب شده تا نقصان ها و مشکلات تئاتر بیشتر از گذشته به چشم آید. هرچند نباید در این باره کاستی هایی را که در سیستم مدیریت تئاتری کشور وجود دارد، نادیده گرفت. متاسفانه بعد از گذشت حدود یک قرن و یک ربع از رواج هنر تئاتر در این سرزمین، هنوز یک مدیریت اصولمند، راهبردی، هدفمند و یکپار چه در سیستم مدیریت فرهنگی و نیز تئاتر کشور ما وجود ندارد و همین نیز وضعیت تئاتر را این گونه آشفته بازار کرده است ضمن آنکه چندپار چگی مدیریت تئاتر ساز مان ها، نهاد ها و ار گان های دولتی مانند حوزه هنری، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و شهرداری ها، کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان و نیز وجود جشنواره های ریزودرشت دولتی، خود مشکلات دیگری برای تئاتر و هنرمندان آن ایجاد کرده است. در نبود این یکپار چگی مدیریت فر هنگی، بودجه، بر نا مه ریزی و سیاست گذاری فرهنگی، طبیعی است به راحتی نتوان وضعیتی بسامان را برای تئاتر فراهم آورد. به رسمیت نشناختن تئاتر به عنوان یک شغل از طرف دولت هم سبب پدید آمدن مشکلات بسیاری برای هنرمندان تئاتر شده است؛ از مشکلاتی مانند بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی، وضعیت معیشتی و مسکن هنرمندان تا مسئله امنیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی مستمر و همیشگی و ...، حاصل نداشتن و نبودن رسته و رده شغلی در سازمان امور استخدامی کشور است. برخی دیگر از مشکلات تئاتر کشور ما مربوط به مدیریت تجربی، سلیقه ای و جزیره ای مدیران تئاتری ما در طول اکثر دوران هاست. البته این امر در بخش سیستم مدیریت شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی و اعضای بازبینی و ارزشیابی این شورا بیشتر محسوس بوده است. برای مثال، با آمدن یک مدیر جدید، بسیاری از روش ها، تجربیات و حتی آیین نا مه ها و بخش نا مه های قبلی که اتفاقا ممکن است به درد مدیر جدید بخورد، نادیده انگاشته و کنار گذاشته می شود و کارمندان و هنرمندان تئاتر باید روش کار خود را مطابق شیوه و بهتر است بگوییم خواست و اراده و سلیقه مدیران جدید درآورند و به صورت مستقیم و غیرمستقیم مجبورند تن به اطاعت امر چنین مدیران و افرادی دهند. مثالی دیگر در حوزه تصویب نمایش نا مه ها و اجرای نمایش ها است که هرگاه مدیر یا شورایی به لحاظ سیاسی و حزبی، متعادل تر و روشن تر باشد، اجرا ها و نمایش نا مه ها بهتر و راحت تر به تصویب می رسند و هر گاه جبهه مخالف سیاسی یا مدیریت بسته بر مسند این نوع مدیریت ها بنشیند، آثاری که به لحاظ محتوایی حرفی برای گفتن داشته باشند، به سختی از تیغ ممیزی عبور می کنند یا هنرمندان تئاتر مجبورند به سمت آثار بی خاصیت و خنثی روی بیاورند و پیشنهاد های بی مسئله مدیران را بپذیرند و اگر چنین مدیرانی کم سواد، نگران پست و میز خویش باشند، معلوم است که فقط براساس مصلحت اندیشی ها تصمیم می گیرند.
     متاسفانه در این سال ها آن قدر بر هنر ها و فر هنگ ما سخت گیری شده که اگر بخواهیم یک به یک آ نها را برشماریم، سخن طولانی می شود. از سویی هر گاه بر هریک از اجزای این هنر انگشت می گذاریم، ضعف ها بیشتر به چشم می آید تا قوت ها. به راستی کدام یک از مدیر ان فرهنگی و هنری در همان ابتدای مسند مدیریتشان، پس از مطالعه و بررسی وضعیت موجود، بر پایه علمی و دانش روز مدیریت و نیز تحقیقات و پژوهش های کاربردی دست به عمل زده اند؟ و اساسا کدام یک از آنها به موضوع و مسئله پژوهش در حوزه فعالیت های کاری و تحت امر خود بها داد ه، به آن اعتقاد داشته یا کوشش کرده اند بر اساس پژوهش و تحقیق، مشکلات این هنر یا هنر تحت مدیریت خود را به صورت بنیادین برطرف یا حد اقل در دوره مدیریت خویش کم کنند؟!
     این پرسشی است که پاسخ آن نیز خود نیاز به پژوهش دارد و پاسخ دقیق و درست آن می تواند خود بخشی از شروع حرکتی تازه در مدیریت جدید فرهنگی باشد. اما باز هم متاسفانه اغلب مدیران ما در دوران مدیریت خود دچار روز مرگی و شاید روزمرگی شده و دلخوش به برطرف کردن امور جاری و تمجید رسانه های کاغذی، مجازی و صوتی و تصویری و به به و چه چه آنها می شوند و مثل همیشه دوست دار و علاقه مند آمار ها و گزارش های جاری و نه آمار های واقعی هستند و اغلب کمیت را بر کیفیت ترجیح داد ه اند. در چنین شرایطی انتظار داریم وضعیت تئاتر بهتر شود؟! به هرحال، این نام گذاری براساس هر دلیل و تصمیمی باشد، هم مدیران و هم هنرمندان تئاتر باید از این فرصت مهم و شاید سرنوشت ساز استفاده کنند تا بخشی از مطالبات صنف هنرمندان تئاتر محقق شود. هر چند در دستیابی به این مطالبات و خواسته های اساسی نظیر تصویب افزایش بودجه تئاتر و حمایت مدیران ارشد دولتی مانند دفتر ریاست جمهوری و نهاد مجلس از هنر تئاتر، به رسمیت شناختن تئاتر به عنوان حرفه و شغل از سوی وزارت کار و امور اجتماعی و سایر سازمان های تصمیم گیرنده ( سازمان امور استخدامی کشور، سازمان برنامه و بودجه و...)، تاسیس تماشاخانه ها، پردیس ها و مجموعه های جدید تئاتر در سراسر کشور، حمایت مالی شهرداری ها از تئاتر، تاسیس پژوهشکده تئاتر با بودجه کافی و انجام پژوهش های کاربردی، بنیادی و علمی، به انجام رساندن و عملیاتی کردن سند توسعه تئاتر، ارتقای مرکز هنرهای نمایشی از اداره کل به سازمان تئاتر ، حمایت اساسی از خانه تئاتر و کانون ها و انجمن های وابسته آن و به رسمیت شناختن این نهاد غیردولتی به عنوان یک صنف یا سندیکای فرهنگی و هنری، ثبت روز ملی تئاتر در تقویم رسمی کشور، حمایت از قرارداد تیپ خانه تئاتر و ملزم کردن تهیه کنندگان دولتی و خصوصی به این قرارداد و...، نیازمند برنامه ریزی و سیاست گذاری های دقیق کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت از سوی تصمیم گیرندگان، مدیران و متولیان امر است و نیاز به همراهی و همدلی و کوشش های شبانه روزی همه دست اندرکاران تئاتر دارد.