
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست
آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،
و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛/قسمتی از مونولوگ هملت در نمایشنامه هملت شکسپیر
خبرها در رفت و آمدن مثل آدمها مثل مورچه ها،حالا بعد از چند روز کشمکش دقایقی پیش در گفتگویی که با کارگردان فیلم " گفتگوی منتشر نشده ژاله" داشتم، اعلام کرد که این اثر با کمی اصلاحات به جشنواره اردیبهشت راه یافته است.این خبر کافی بود برای خوشحالی و خندیدن.
اما ناگهان یاد سه فیلم دیگر می افتم،بی اختیار سراغ فیلم "بندر گامبرون" شهاب آب روشن را می گیرم،مرتضا می گوید :قبول نکردند،پنچر می شوم.نمی دانم چرا یاد این مادرانی می افتم که منتظر بازگشت پسرشان از جنگ هستند،آن مادران سیاه پوش اهوازی که منتظر اعلام اسامی اسرای آزاد شده رادیو کوچک را به گوششان چسبانده اند، هر چند ساعت یکبار غش می کنند و با یک لیوان آب سرد پاشیده شده برصورت شان می پرند.
حالا تلاش همه برای بازگشت فیلم های حذف شده چندان موفقیت آمیز نبوده،ما تنها یک اسیر آزاد کردیم،سه به یک باختیم اما دلیل این شکست بماند برای بعد از جشنواره.
حالا دیگر باید وقت مان را و ذهن مان را متمرکز کنیم روی آثاری که هستند،باید سعی شود که هر چه با شکوه تر این اتفاق هنری اردیبهشتی مان برگزار شود.
مورچه های درونتان را فعال کنید از کنار هم که رد می شوید آرام در گوش هم بگویید،در این شهر جشنواره فیلم و عکس است،فرهنگسرای طوبا 25 تا 28 اردیبهشت.ار فردوسی تا خیام.
عکس نمایی از فیلم "گفتگوی منتشر نشده ژاله" را نشان می دهد که قرار است به یاری خدا و دعای خیر چهارشنبه 27 اردیبهشت ساعت 21 شب اکران شود.







