آقای البرادعی قدرتی که با خون ریختن به دست بیاید،ارزش ندارد.از شما بعید بود.تسلیت به مصر بزرگ.
جایگزین کردن سیستم انخاباتی بجای انتصابات در انجمن ها : من شخصا چندان با وجود انجمن ها و هر چیزی که هنرمند را در چهارچوب تعریف شده ی خاصی قرار دهد موافق نیستم تجربه ی 39 ساله ی من بالندگی اندیشه های هنری را در دورانی که انجمن های هنری وجود نداشت رو تایید میکنه اما گفتم چندان موافق نیستم زیرا انجمن ها تا حدی می توانند خلا ناشی از بی برنامگی را بر طرف کنند و تا حدی نیز سازماندهی و تشکیلات بعضا به درد بخوری می وانند باشند اما ضررشان بیشتر از سودشان است . یادمان نرود که ما در مملکتی داریم زندگی می کنیم که هنر در زیر چتر نظارت دولت قرار دارد و دولت هم به شرطی از هنرمند حمایت می کند که ذیل خواسته ها وبرنامه ها و با هدایت او فعالیت کند حذف انجمن ها یعنی آزادگی و فراغ بال بیشتر هنرمند و کمی آسوده تر شدن از فشارهای ممیزی و سانسور تحمیلی . خوب یادمان است که نظارت و بازبینی آثار هنری و حذف و اضافه ی آثار از زمانی در ارشاد اسلامی باب شد که در سال 1365 انجمنهای هنری یکی پس از دیگری رخ نشان دادند و در آن زمان هم کم و بیش مورد تایید هنرمندان قرار گرفتند .باید گفت که در آغاز مسئولین انجمن ها مستقیما توسط خود هنرمندان و با شیوه ی رای گیری اعضاء انتخاب می شدند و اداره ی ارشاد کوچکترین دخل و تصرفی در این انتخاب نداشتند افرادی هم که بعنوان هیئت رییسه انتخاب می شدند بیش از آنکه مجیزگوی مدیر کل ارشاد باشند حامی حقوق هنرمندان بودند و چه بسا بخاطر وظیفه ای که در قبال هنرمندان احساس می کردند خودرا موظف به حفظ حقوق آنها می دانستند و هرچند در اغلب اوقات بین مسئولین منتخب هنرمند و ارشاد اسلامی تعاملی هم وجود داشت ، گاها هم این موضوع چالش برانگیز بود .با این حال ارتباطی ارگانیک بین انجمن ها بعنوان نمایندگان واقعی هنرمندان و متولی فرهنگ وهنر یعنی اداره کل ارشاد اسلامی برقرار بود تا اینکه در هشت سال پیش و باروی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد با هدف کنترل بیشتر هنرمندان و تحت نظارت قرار دادن آنهازیر سایه ی و قرار دادن آثارهنری آنها در زیر چترامنیتی ، سیستم انتخاباتی در انجمن ها را حذف و انتصاب را جایگزین آن کردند و این در حالی اتفاق افتاد که اساس نامه بیشتر انجمن ها را تغییر ندادندو نقش هنرمندان را یا به صفر رساندند و یا به شدت کاهش دادند و کم رنگ کردند به هر حال در حال حاضر برای افرادی مانند بنده که طرفدار حذف انجمن ها هستم شاید شرایط لازم برای حذف فراهم نباشد و نیازمند به بررسی بیشتر و دقیق تردارد اما از وزیر ارشاد و معاونت فرهنگی و هنری انتظارمی رود که براساس گفته ی خودشان معتقدند فضای فرهنگی را جایگزین فضای امنیتی کنند یکی از مواردی که به میزان قابل توجهی می تواند در شکستن فضای امنیتی در حوزه فرهنگ وهنر نقش داشته باشد این است که در انجمن ها روش انتخاباتی را جایگزین انتصاباتی کنند و جایگاه هنر مندان وتوجه به نظرات ودیدگاههای آنها را در سطوح تصمیم گیریهای تخصصی افزایش دهند .و از میزان تصدی گری خود بعنوان متولی یا ولایت بر هنرمند بعنوان یه شخص فرهیخته ی دانای هوشمند و نخبه بکاهند و این مطلب را درک کنند که هنرمند صغیر نیست که به ولی و متولی نیازداشته باشد . کافی است چشم نظارت های مزاحمت بار خود را از آثار هنری فروکشندو به هنرمند اعتماد کنند و مطمئن شوند که هنر مند خیلی بیشتر از آنها مردم و کشورش را دوست دارد ودرجهت تعالی استقلال و حفظ هویت تاریخی و میهنی خوددرکی عمیق تر از آنها دارد چرا ؟ چون او یک هنر مند است نه مدیر کل و مدیر حراست و کارشناس ... تجربه ی تاریخی آزاد اندیشی هنر مند به ما می آموزد که اساس پیشرفت همه جانبه ی یک کشور در رشد و بالندگی همه جانبه ی همه ی بخش های آن در هماهنگی با یکدیگر است ،همانگونه که اجزای گوناگون یک کارخانه با همکاری با یکدیگر کالایی لوکس و درخورتولید می کنند ، هنرمندنیز درکنار سایر نخبگان ودانشمندان کشور تفکر ، اندیشه و زیبایی را .
این
فعال حوزه تئاتر گفت: مهمترین مشکل حوزه فرهنگ و هنر چه کلی و چه جزیی
نبود مدیر متخصص در رأس امور بود که حتی به انجمن ها نیز با سوءتدبیرها این
موضوع انتقال پیدا کرده بود و افراد کاردان کنار گذاشته شده بودند. مجید سرنی زاده افزود: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به
صورت جزیره ای عمل کرده و تنها به اجرای خواسته ها و اهداف مدیرکل می
پرداخت در حالی که این نهاد متولی فرهنگ و هنر از دارا بودن بیش از 5 درصد
نیروی متخصص بی بهره بود. وی
با بیان اینکه فعالیت انجمن ها در طول هشت سال اخیر با تعطیلیشان تفاوتی
نداشت، اظهار کرد: مدیران اجرایی فرهنگ و هنر خود را مجری قانون نمی
دانستند بلکه به نوعی قانون گذار دانسته و همین موضوع لطمه بزرگی بر پیکره
فرهنگ و هنر استان هرمزگان وارد کرد. این
فعال حوزه تئاتر با اشاره به اینکه زمانی به عمق فاجعه پی می بریم که
قانون را بدانیم، خاطرنشان کرد: هیچ کس در حوزه فرهنگ و هنر استان در جای
خود حضور ندارد و همین موضوع در تئاتر نیز وجود دارد و متأسفانه شاهد از
بین رفتن تفکر انتقادی در تئاتر هرمزگان هستیم. سرنی
زاده اضافه کرد:در حال حاضر تنها تئاتر مستقل رشد پیدا کرده و براساس
توانایی هایشان تواسنتند در جشنواره های بین المللی و کشوری حضور پیدا کنند
و شاهد عدم رشد نسلی جدید و تازه در این بین هستیم. وی
با اشاره به اینکه زندگی در شرایط سخت ما را به آرمان هایمان نزدیکتر کرد،
بیان کرد: در این بین بسیاری از فعالین عرصه فرهنگ و هنر از صحنه خداحافظی
کرده و زمینه های اقتصادی را برگزیدند. این
فعال حوزه تئاتر با انتقاد از صرف بودجه های کلان اختصاص یافته به انجمن
ها صرف حقوق و اصافه کاری کارمندان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و
برگزاری جشنواره های بی کیفیت و بی هدف، تصریح کرد: شاید از بودجه اختصاص
یافته به اهالی تئاتر یک دهم آن هم صرف خود تئاتر استان نشد. سرنی
زاده با اشاره به اینکه بودجه تخصیص یافته جهت احداث فضاهای فرهنگی استان
در طول هشت سال اخیر به اعطا تهسیلات به راه اندازی تالارهای جشن و عروسی
شده است، ابراز کرد: اول قانون، دوم قانون و سوم قانون را باید ملاک کار در
دولت یازدهم قرار دهیم و از مدیران باتجربه و متخصص بهره ببریم تا شاهد
برنامه ریزی اصولی و رسیدن به سند چشم انداز باشیم. وی
در پایان گفت: واگذاری امور به هنرمندان می تواند تا حدودی بر بخش اعظمی
از مشکلات موجود فائق آید زیرا تجارب جامعه هنر گرانبها و دست نیافتنی است./ایسنا
این فعال حوزه هنرهای تجسمی گفت: باید ریشه حل مشکلات موجود در فرهنگ و هنر استان هرمزگان را در سه مقوله مدیریت فرهنگی، هنرمندان و فضای فرهنگی جست و جو کرد.
احمد کارگران افزود: در بخش مدیران فرهنگی در طول هشت سال گذشته شاهد حضور مدیرانی بودیم که به هیچ وجه تخصصی در زمینه فرهنگ و هنر نداشته و به جای تعامل سبب تخریب آن شدند و مانع حرکت اهالی فرهنگ و هنر شدند.
وی با بیان اینکه هرچه به جلوتر پیش رفتیم وضعیت بدتر از گذشته می شد، اظهار کرد: در حالی که در گذشته بر طبق اساسنامه انجمن ها، ریاست آن ها با اجماع و رأی گیری انتخاب می شد شاهد انتصاب مدیران با توجه به سلیقه و خواست مدیران بودیم بدون آنکه نظر جامعه هنر در این بین مهم باشد.
کارگران با اشاره به اینکه در حوزه هنرمندان به گونه ای وضعیت پیش رفت که به آثار هنرمندان نگاه تخصصی صورت نمی گرفت، خاطرنشان کرد: برای فکر و اندیشه هنرمندان نگاه تخصصی و تدبیر درستی صورت نگرفت تا هنرمند خاک خوردن آثارش را به انتشارش در چنین وضعیتی ترجیح دهد.
این فعال حوزه هنرهای تجسمی این چنین وضعیتی را باعث دو نکته دانست و عنوان کرد: نکته منفی آن در خانه نشین شدن هنرمندان و عدم ظهور پدیده و نسل جدید است و نکته مثبت در جنگیدن هنرمندان برای بقای خود است که سبب شدن روی پای خود ایستادن را یاد بگیریم.
وی با اشاره به اینکه در زمینه فضاهای فرهنگی نه تنها استفاده درستی از آن ها نشد بلکه حتی کم شده و یا از بین رفته است، تصریح کرد: فرهنگسرای آوینی را تخریب می کنیم و به جای آن فرهنگسرای طوبی را بوجود می آوریم که استفاده ای ده منظوره داشته و تنها شاید استفاده 5 درصدی از آن به هنرمندان اختصاص یابد در حالی که بخش خصوصی به درآمدزایی از آن مشغول است در صورتی که وعده های دیگری داده شده بود!
کارگران با انتقاد بر اینکه بیشتر بودجه های فرهنگی به سمت سلیقه مدیران رفته تا برنامه مدون، اضافه کرد: در طول هشت سال گذشته فضای مطالعه استان به پایین ترین حد ممکن رسیده و تنها کنکوری ها به آن مراجعه می کنند و اگر تلاش های هنرمندان نبود اکنون شاهد تخریب یک آثار با قدمت تاریخی و ماندگار به نام کتابخانه شهدا بندرعباس بودیم.
این فعال حوزه هنرهای تجسمی اولویت دولت یازدهم را در انتخاب یک فرد مدیر و متخصص در حوزه فرهنگ و هنر دانست تا دیگر اصحاب این حوزه نخواهند زمان زیادی را برای توجیه یک مدیر صرف نمایند و عنوان کرد: نمی دانم ظرف این سال ها شورای فرهنگ عمومی استان در جلسات خود چه مصوباتی داشته اند که نه ما از آن خبری داریم و نه گام مثبتی بر توسعه آن در سراسر استان دیده ایم که اگر کمی به جامعه فرهنگ و هنر اعتماد شده و یا به عنوان مشاور از آن بهره ببریم اکنون شاهد این وضعیت نبودیم./ایسنا