بهشب

یادداشت‌ها

بهشب

یادداشت‌ها

مجید سرنی زاده در دانشگاه تئاتر شانگهای سخنرانی می کند.


مقاله هنرمند هرمزگانی مجید سرنی زاده به هفتمین جشنواره و سمپوزیوم تئاتر تجربی دانشگاه تئاتر شانگهای راه یافت.

به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر کارگاه، درباره این جشنواره و سمپوزیوم بیان کرد: این مقاله با عنوان "  Theater should  be burned "  در هفتمین جشنواره و سمپوزیوم تئاتر تجربی دانشگاه تئاتر شانگهای ( Seventh  Shanghai International Experimental  Theater Festival  ) که بصورت سخنرانی ارائه خواهد شد پذیرفته شده است.

وی ادامه داد: دانشگاه تئاترشانگهای با پیشینه نزدیک به هفتاد سال فعالیت علمی و آموزشی در حوزه فرهنگ و هنرهای اجرایی با همکاری انستیتو بین المللی تئاتر برگزار کننده این رویداد فرهنگی است .

سرپرست گروه تئاتر و حرکت کارگاه هرمزگان با اشاره به شرکت کنندگان در این جشنواره بیان کرد: این رویداد فرهنگی شامل جشنواره سمپوزیوم تئاتر تجربی می باشد که درآن هنرمندان و نظریه پردازان و گروههای مطرح تئاتر تجربی از سراسر جهان حضور خواهند داشت.

سرنی زاده در خصوص محورهای این سمپوزیوم نیز عنوان کرد: توسعه تئاتر تجربی، تئاتر تجربی در بافت جهانی، ویژگی های تئاتر تجربی و مقایسه بین تئاتر چینی و غربی از محورهای اصلی این جشنواره است.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: از فعالیتهای اخیر این دانشگاه در حوزه تئاتر تجربی می توان برگزاری کارگاه بین المللی با عنوان " به سوی تئاتر اودین "  را نام برد همچنین این جشنواره در تاریخ 11 لغایت 18 اکتبر ( 19 تا 26 مهرماه 1392 ) برگزار می شود.

این فعال هنری  با اشاره به اینکه  تنها نماینده ایران در این سمپوزیوم می باشد و برای نخستین بار در این رخداد مهم هنری شرکت کرده اظهار کرد: تولید مقالات در حوزه تئاتر تجربی به دلیل پیچیدگی های فنی در ایران بسیار کم است و بیشترین فعالیت این حوزه در زمینه های اجرایی صورت میگیرد و می طلبد که جامعه دانشگاهی تئاتر کشورمان در حوزه های نظریه پردازی تئاتر تجربی نیز ورود جدی تری داشته باشند .

سرنی زاده در مورد آغاز تئاتر تجربی در ایران نیز بیان کرد: آغاز این نوع نگاه به تئاتردر ایران به دهه 40 با اجرای هنرمندانی چون عباس نعلبندیان باز میگردد و بعد از انقلاب نیز آتیلا پسیانی و در حال حاضر کارگردانان جوان و خلاقی در این حوزه فعالیت دارند.

وی در مورد این نوع تئاتر در استان هرمزگان نیز عنوان کرد: جرقه تئاتر تجربی در استان با برگزاری کلاس های تئاتر تجربی مهدی عطایی دریایی در دهه 80 که همزمان با آخرین متد های روز تئاتر دنیا بود اغاز شد و گروه هایی مانند تی تووک ،کارگاه و مستاجران جدید در هرمزگان نیز در این زمینه اجراهایی را به روی صحنه برده اند.

سرنی زاده درباهر مقاله ارائه شده به این جشنواره اظهار کرد: در این مقاله از تبلیغات به عنوان یکی از چالش های پیش روی  تئاتر پرداخته، که سبب درگرگونی رابطه مخاطب و  اثر هنری شده است.

وی در مورد این معضل و جنبه های ان  ادامه داد: اول با تاکید بر اینکه  تبلیغات از امکانات هنر و بالاخص تئاتر برای فروش کالا بهره برداری می کند، ضرورت بازگشت تئاتر به ریشه هایی خود و بازتعریف عناصر مبنایی اش را نتیجه گرفته است.

این فعال هنری اضافه کرد: دومین وجه آن این است که چون تبلیغات تمامی شئون زندگی انسانها را تحت تاثیر و نفوذ خود دارد جامعه را تبلیغات زده و یا به تعبیری نمایش زده توصیف می کند که این جو سبب عدم توجه مخاطبان به تئاتر و تقلیل جایگاه قدسی تئاتر می شود همچنین درادامه به ضرورت توجه به حل این بحران ها در قالب یک نقشه راه برای تئاتر تجربی تاکید می شود.

گفتنی است: از سایر فعالیتهای بین المللی این هنرمند هرمزگانی می توان به شرکت در یازدهمین دوسالانه هنرهای حرکتی هند در سال 1389 با اجرای سه نمایش و شرکت در نمایشگاه و جشنواره دوسالانه هنرهای حرکتی دوسلدورف در سال 1391 اشاره کرد ./جغد بندری

بیانیه و هشدار 23 چهره ی فرهنگی و هنری هرمزگان



"کتابخانه ی شهدا میراثی از فرهنگ ِهرمزگان است "


وضعیت فرهنگ در هرمزگان ره به کجا دارد ؟ البته که می توان با استفاده از ابزار رسانه و تبلیغاتی کاذب، وضعیتی متعالی برای این فرهنگ قایل شد . اما با مشاهداتی که از واقعیتی تلخ حکایت دارد چه می کنید ؟ هنرمندان بارها نگرانی خود را از وضعیت نا به سامان فرهنگ و هنر در هرمزگان بیان داشته اند . آن ها این زنگ خطر را سالها پیش به صدا در آوردند. اما گویا این صدا به گوش همه می رسد الا کسانی که باید؛ پس این بار بر حسب وظیفه و دغدغه ای که نسبت به جامعه و مردم ، داشته و دارند ، پنبه ها را از گوش ها بیرون می کشند.
کدام ملت است در دنیا ، که چون ما به داشته های فرهنگی خود بی توجه باشد ؟ همانگونه که چیزی جز آسیب های جدی سهم فرهنگ در این سالها نبوده، مکان های فرهنگی ، چون خانه ی فرهنگ و فرهنگسرای آوینی نیز از آماج تیغ ها در امان نبوده اند. و این تخریب ها به موازت همان آسیب ها ادامه دارد. هم اکنون کتابخانه ی شهدا به بهانه ی حریم 60 متری دریا در آینده لابد خانه ی شهریاران جوان به بهانه ی توسعه ی شهری . این بی توجهی تا کجا ادامه دارد؟ حال که در پیشبرد فرهنگ نقشی نداریم دیگر تیشه به ریشه اش نزنیم . 

آقای شهردار 

کتابخانه ی شهدای بندرعباس به چشم انداز گردشگری این شهر آسیب می رساند یا قلیان فروشان حاشیه ی ساحل ؟ یک مکان فرهنگی که می تواند از همان جاذبه ها باشد را مُضر می دانید اما ریختن فاضلاب به دریا، بوی تعفن جوب ها ، رژه ی ارتش موش ها و هزارمورد ریزو درشت دیگر را نادیده گرفته اید ؟ 

جناب استاندار

شما که از این تخریب حمایت کرده اید چه چیز را میراث فرهنگی می نامید . آیا کتابخانه ی شهدا به عنوان نخستین کتابخانه ی بندرعباس که شروع بسیاری از حرکت های فرهنگی را به خود دیده و صاحب پیشینه ی درخشان فرهنگیست را نمی توان به عنوان میراثی از فرهنگ برشمرد؟ شما با تخریب میراث فرهنگی یک شهر موافقید ؟ 

حریم شصت متری دریا و توسعه ی شهری نمی تواند بهانه ی مناسبی برای تخریب این ساختمان باشد. شهرداری بندرعباس که مورد های بسیاری از تخلفات قانونی (مسئله ی پارکینگ طبقاتی ، بازار ستاره ی شهر ، مجتمع سیتی سنتر و ... ) را در کارنامه دارد چگونه دم از قانون می زند ؟ اگر حریم شصت متری دریا و ممنوعیت ساخت و ساز در آن مطرح است، که بحث تخریب ساحل تاریخی سورو و ساخت همین بلوار ساحلی که حالا کتابخانه ی شهدا را مانعی بر آن می دانید، مگرچیزی غیر از تجاوز به حریم شصت متری ساحل و دریاست؟ به عنوان مجریان قانون بد نیست به " بند « ج» ماده 6 اساسنامه سازمان زمین شهری مصوب 30/3/61 و ماده 10 قانون اراضی شهری مصوب 1360 و همچین ماده 11 قانون اراضی مستحدث و ساحلی مصوب 1354 " نگاهی بیندازید.
سه سال تمام گذشت و حالا کتابخانه ی 37 ساله شهدا منتظر تایید نهایی حکم شهادتش است. ازسال 89 کمر به نابودی این کتابخانه بسته شد، یک مکان فرهنگی دیگر در لیست نابودی اما اعتراض های مقطعی این موضوع را سه سال به تعویق انداخت و امروز دوباره اما جدی تر از پیش شمارش معکوس برای تخریبش آغاز شده؛ وقتی کتابخانه به عنوان یکی ازمهمترین عوامل ارتقا ی فرهنگ در جامعه تعطیل ، و 45 هزارعنوان کتابش در انبار نمور دیگر کتابخانه ی بندرعباس با جوندگان در حال جدال است یعنی یا درک درستی از فرهنگ نداریم یا اینکه فرهنگ را به عنوان تاثیر گذارترین عامل در جامعه نادیده می گیریم . با توجه به نمونه های عینی که روزانه شاهد آن هستیم ـ نه کتمان واقعیت با تبلیغاتی که در ابتدا به آن اشاره شدـ وقتی یک کتاب خانه تعطیل و درلیست تخریب قرار می گیرد طبیعیست و باید، چاقو کشی ، دزدی های خیابانی و ناامنی بیش از پیش نمود پیدا کند . بسیاری از مشکلات امروز بندرعباس ریشه در نبود همین فرهنگ یا سطح پایین آن دارد.
شهردار در تخریب پافشاری و استاندار ی نیز حمایت می کند . این تنها یکی از مواردیست که می توان در مورد بی توجهی یا عدم شناخت صحیح از فرهنگ نام برد . اما این عدم توجه تا کجا ادامه دارد ؟ تا کجا باید ادامه داشته باشد؟ هنرمندان هرمزگان بارها این عدم توجه و خطری که جامعه را تهدید می کند را گوشزد نموده اند. اما انگار گوشی برای شنیدن نبوده . هر بار ما خود را ناگزیر ازگفتن دیدیم و پنداشتیم که این بار نگرانی و هشدار جامعه ی هنری در عملکردها تاثیر خواهد داشت. اما دریغ از ذره ای، و این بار نیز چون گذشته ناگزیریم از گفتن ،اما بیان نگرانی خود را این بار با یک پیشنهاد و هشدار مطرح میکنیم.
که می شود گام مثبت را از همین کتابخانه و لغو تخریب آن آغاز کرد. بگذارید دوران کوتاه باقی مانده از مسئولیتتان آرام و با خاطره ای خوب از شما طی شود. اما اگرگوش شنوایی نیست. امضا کنندگان این بیانیه به عنوان هنرمندانی که خود را در برابر مردم و جامعه مسئول می دانند این بار و در برابر تخریب این مکان فرهنگی می ایستند و سکوت را جایز نمیدانند. 



مهدی عطایی دریایی ( نویسنده و کارگردان تئاتر)/ رضا دبیری نژاد ( نویسنده و کارشناس میراث فرهنگی/ سعید آرمات (شاعر ) / احمد کارگران ( نقاش و مجسمه ساز)/ جهانگیر سایانی ( شاعر و نویسنده )/ محمد ذاکری (نویسنده و منتقد)/ مرتضا نیک نهاد( فیلم ساز)/ عبدالحسین رضوانی (عکاس)/ ناصر منتظری ( خواننده و آهنگساز)/ طیبه شنبه زاده (شاعر)/ حسن بردال (عکاس)/ بلقیس بهزادی (شاعر)/ بهروز عباس دشتی ( بازیگر و وبلاگ نویس) /احسان رضایی (فیلمساز)/ رضا غریب زاده دریایی ( کارگردان و بازیگرتئاتر)/ مجید جمشیدی ( عکاس و کارگردان تئاتر) / عدنان انصاری ( شاعر )/ شهاب آبروشن (فیلمساز)/ رخشنده پاسلار ( شاعر )/ جواد قاسمی (شاعر)/ مهرداد امیرزاده (فیلم ساز) /خیام مویدی ( گرافیست و طراح)/ علی قاسمی (بازیگر)

چرا استاد مهدی عطایی از دانشگاه فرهنگ و هنر استعفا داد؟


باید اعتراف کنم که دانشجوی بی نظم دانشگاه فرهنگ و هنر هرمزگانم،شاید به دلیل کارهای متفرقه زیادی است که انجام می دهم،دیروز به استاد مهدی عطایی زنگ زدم که سوالاتی در مورد درس "کارورزی" و فرم هایش بپرسم که متوجه شدم به دلیل برخی مشکلات که با آقای صالح صابر به وجود آمده به صورت کامل رابطه اش را با این دانشگاهی که خودش 6 سال تمام برایش زحمت کشید قطع کرده.بعد استاد گفت:شانس آوردی، اگه همچنان استاد این درس بودم دلیل بی نظمی  تا حالا دو نمره ازت کم شده بود و بعد خندید.

 مات و مبهوت بودم تا اینکه صبح تصمیم گرفتم مثل هر روز به اداره نروم و راهی دانشگاه فرهنگ و هنر شدم،آقای صالح صابر نبود،می خواستم جزییات را از ایشان بپرسم.ناراحتی خود را با دیگر کارکنان دانشگاه در میان گذاشتم.تعجب می کنم از این نوع نگاه،یک فرد اندیشمند و بزرگوار تمام انرژی خود را برای پیشرفت فرهنگ و هنرو علم این استان صرف می کند بعد برخی آقایان نه تنها تشکری از بزرگان ما نمی کنند بلکه به این شکل منفی جواب زحماتشان را می دهند.امیدوارم هر چه سریعتر استاد به دانشگاه خودش برگردد،خیلی از اساتید به احترام  و اعتبار جناب عطایی در این مجموعه تدریس می کنند.