بهشب

یادداشت‌ها

بهشب

یادداشت‌ها

اسرار پدر بعد از سالها فاش شد.

چند روز پیش چند تا ترانه های حمیرا را ریختیم روی گوشی موبایل برادرم بردیم سر خاک پدر براش پخش کردیم؛ خواننده مورد علاقه پدر نامش حمیرا بود.

مشهد یه نفر حرکته

بعد از یک عمر هفته دیگه میخوام برم مشهد و مامان هم با من همسفره.دوستان با تجربه راهنمایی کنند کجاهاش حال میده بری برای دیدن؟

یک عصر مرگ مرا معاینه کرد

ما کسلیم

من و همکارم کسلیم

او دستش را در هوا میچرخاند من تایپ میکنم

او اولتر کسل بود و من بعدتر یادم اومد که کسلم

کسالت بد است

کسالت بدتر است

کسالت یه چیزی تو مایه های شلالته

شلالت حسی است شبیه خستگی و شلی

ته کفش من خراب شده و باید یه جفت کفش بخرم

و چند تا تک پوش

و شلواری که باید دوخت

واو منگ است و گنجشک ها در سرش مست کرده اند

۲۴۳


از دعوا می ترسم.

همیشه از دعوا و درگیری می ترسیدم و می ترسم،در این چند سالی که زندگی کردم شاید کمتر از 4 بار بیشتر دعوا نکردم یه مرتبه سال دوم راهنمایی بود که دهنم پر از خون شد به اشتباه دومرتبه در خدمت سربازی و یک مرتبه هم همین بهمن 87،در همه این بزن بزن ها شروع کننده طرف مقابل بوده و من اگر توانستم که دفاع کرده و در غیر این صورت کتک مفصلی خورده ام؛هر موقع می بینم یه جایی سر و صدای دعواست به تندی خودم رو از آنجا جدا میکنم.

روز مامان مبارک

امروز  روز مامان و من هنوز فیلم درباره الی رو ندیدم و من امروز ساعت ۱۰ صبح اولین امتحانم شروع میشه و من هیچی نخوندم و من مامانم رو دوست دارم ولی هیچی براش هنوز نخریدم و من خواهرام هم دوست دارم ولی هنوز هیچی براشون نخریدم و نخواهم خرید.

امروز 23 خرداد

فردا 24 خرداد

و فرداش 25

هدف بعد دیدن فیلم درباره الی.