بهشب

یادداشت‌ها

بهشب

یادداشت‌ها

معرفی چند وبلاگ نویس فعال هرمزگانی.


بی شک وبلاگ من تعدادی بازدید کننده دارد که شاید دیگر وبلاگ نویسان فعال هرمزگانی را نمی شناسند،در این پست قصد دارم چند وبلاگ فعال را به شما معرفی کنم.


1."خودنویس ها" نام وبلاگی است که به تازگی شروع بکار کرده است،اگر چه راحیل نویسنده این وبلاگ بیشتر علاقه به نوشتن داستان های کوتاه و شعر دارد اما در واقع در دل این داستانک ها نگاهی دارد به مسائل اجتماعی روز.

2."ماه هرمزگان"از اوایل سال 1388 شروع به نوشتن کرده است،عباس صالحی پور تحصیلات خود را در رشته روانشناسی در دانشگاه جندی شاپور گذرانده است.این وبلاگ نویس اگر چه نوشته هایش بیشتر عکس العملی است به مسائل اجتماعی و مشکلات روز جامعه اما در میان مطالب گاهی نوشته های دلنشین شخصی یا انتشار عکس های قدیمی، مخاطب را به سال های دور می برد،که این باعث جذابیت این صفحه شده است.

3."یاداشت های پراکنده" نام وبلاگی حسن محبی است،او در توضیح صفحه نوشته است که از هرمزگان هم می نویسد.این وبلاگ مفید از نظم بسیار خوبی در نوشتن برخوردار است که باعث می شود که مخاطب به راحتی از این صفحه نگذرد.حسن محبی از مهر 1389 می نویسد.

4."از سرزمین های جنوبی" این وبلاگ مورد علاقه من است،امیر علی نویسنده این صفحه مطالبش را بیشتر به شکل داستان کوتاه می نویسد،طنز نهفته جالبی در نوشته های امیر علی است که من و خیلی های دیگر را به مخاطب های هر روزه این وبلاگ تبدیل کرده است.

مصاحبه با رضا غریب زاده بازیگر هرمزگانی


رضا غریب زاده از آن دسته هنرمندانی است که خیلی ها در هرمزگان او را می شناسند؛او همه هنرها را در خود دارد،از هنر تعزیه خوانی تا عکاسی از ترانه سرایی تا نواختن ساز فلوت.این هنرمند پر جنب و جوش همیشه در حال فعالیت است.

از خصوصیات مثبت رضا غریب زاده یکی هم این است که به خوبی با دیگران رابطه برقرار می کند و با استعداد ذاتی خوبی که دارد تا به حال توانسته است با بیشتر گروه های تاتری استان همکاری کند.

این مصاحبه به بهانه حضور این هنرمند در جشنواره هنرهای نمایشی  آتاکالاری هند انجام شده است.مصاحبه را در زیر بخوانید.

 

هنر رضا غریب زاده چیست؟

خیلی سخت جواب دادن به این سوال(می خندد) من در خانواده ای بزرگ شدم که پدرم شعر می گفت و علاقمند به آثار چارلی چابلین و البته نگاه سیاسی خودش را داشت،من تک پسر خانواده بودم که وقتی پدر از دنیا رفت،احساس کردم باید یکسری کارها انجام بدهم و بعد از مدتی فهمیدم که باید تاتر کار کنم و ترانه بگویم.

من معتقدم هر انسانی که احساس می کند می تواند کار مثبتی انجام دهید باید پیگیر باشد و نیازهایش را دنبال کند.

رضا تو بازیگر هستی،عکاسی می کنی،ترانه می گویی،فیلمبرداری می کنی و گیتار و فلوت هم می نوازی،به غیر از این ها که من گفتم دیگه چه کاری انجام می دهی؟

(بازهم می خندد)نه دیگه فقط همین.

 

چرا تمرکز نمی کنی روی یکی از این هنرها؟آیا احساس می کنی استان ضعف نیرو دارد و تو باید بعضی شکاف های را پر کنی آن هم به تنهایی؟

نه به این شکل نیست و من فکر نمی کنم که ما کمبود نیرو و هنرمند داشته بباشیم،من نمی خواهم چیزی در دلم بماند به همین دلیل همه کارهایی را که علاقه دارم را انجام می دهم.من در کودکی به دلیل فقر مالی خیلی کارهایی را که دوست داشتم انجام بدهم را نتوانستم انجام دهم.

 

تو فکر می کنی این همه جنب و جوش در حال حاضر پاسخی است به سرکوب های دوران کودکی؟

تا مدتی بله واقعا پاسخی بود به سرکوب ها و کمبودها دوران کودکی اما در حال حاضر احساس می کنم تخلیه شده ام.

 

در رشته خودت یعنی بازیگری در استان بسیار پیشرفت کرده ای آیا قصد نداری تمرکزت را بیشتر کنی تا موفقیت هایت از سقف استان بالاتر برود؟

هنر اصلی من بازیگری است،من برنامه هایی برای آینده دارم،درسال 1389 برنامه ریزی کردم و با خودم قرار گذاشتم که هر چه کتاب در مورد بازیگری و کارگردانی وجود دارد را مطالعه کنم و در این سال من دو کار حرفه ای رابه پایان رساندم،برای سال 1390 هم برنامه هایی دارم.

 

شما چند سالی است که با هنرمندان معلول استان تاتر کار می کنید؟کمی بیشتر از این گروه برای ما توضیح دهید؟

این عزیزان انسان های سخت کوشی هستند که نیاز به هنر را به خوبی درک کرده اند،روز اولی که من با این دوستان آشنا شدم متوجه شدم که دوست ندارند با دلسوزی با آنها برخورد شود و می خواهند مثل دیگر هنرمندان به صورت کاملا جدی و حرفه ای با آنها کار شود این هنرمندان به شدت علاقمند به مطالعه هستند و در این چند سال کارهای ارزشمندی را در سراسر ایران در جشنواره های مختلف اجرا کرده اند.

 

شما قرار است در آینده باز هم با این عزیزان همکاری داشته باشی؟

 

بله مدت دو ماهی است که یک نمایش را شروع کرده ایم با نام "بهار سرخ آبی" برداشت آزاد خودم است از داستان های شاهنامه که این نمایش بر پایه حرکت است که با توجه به فیزیک بدنی این هنرمندان کمی کار سخت می شود اما ما در آغاز قرار گذاشتیم که این کار به بهترین شکل به پایان برسانیم.

 

گاهی دیده می شود که رضا غریب زاده در برنامه های طنز صدا و سیما که متاسفانه هیچ بار هنری ندارد بازی می کند،آیا به دلیل مشکلات مالی است که این پیشنهادات را قبول می کنی یا اینکه خودت واقعا علاقه داری؟

40 درصد به دلیل علاقه است و 60 درصد به دلیل مشکلات مالی،ما یک گروه هستیم که فقط سه نفر از این گروه شغل ثابت دارند و بقیه اعضا زندگی شان از این راه می گذرد و ما مجبوریم که گاهی اوقات یکسری کارها را انجام بدهیم.

 

برنامه های آینده رضا غریب زاده چیست؟

 

به غیر از آن کاری که توضیح دادم که در حال تمرین است،یک ایده در ذهن دارم در مورد شاهکار ویلیام شکسپیر نمایش نامه "اتللو" که قرار است با گروه کارگاه به روی صحنه برود و من دوست دارم خودم نقش اتللو را بازی کنم.

 

با آرزوی موفقیت برای شما اگر در پایان حرف خاصی است بفرمایید؟

یارب مددی ساز که یارم به سلامت

باز آید و برهاندم از چنگ ملامت

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت.(حافظ)


توضیح:عکس از مجید جمشیدی.صحنه ای از نمایشی که این هنرمندان در هند اجرا کردند.مصاحبه با مجید سرنی زاده را اینجا بخوانید.

این دو عکاس.محمد نفیسی و مهرزاد محمدی پور

 


من همیشه یک مخاطب جدی هنر عکاسی بودم و آثار هنرمندان هرمزگانی را دنبال می کنم.در هفته ای که گذشت این دو عکس بالا نظر مرا خیلی جلب کرد.عکس اول را "محمد نفیسی "گرفته است و عکس پایینی را "مهرزاد محمدی پور".

در این دو عکس ما با فضایی داستانی و در عین حال سوال برانگیز مواجه هستیم که در هر دو آنها انسان محو شده است.هر دو این آثار فضای تلخ و هشدار آمیزی را به مخاطب ارائه می دهند.هر دو از یک پایان تراژیک صحبت می کنند.


در عکس بالا عکاس با سیاه کردن عکس نگاه پوچ شخصیت عکس را به خوبی نشان می دهد،شما به احساس پاها توجه کنید، در آن یک بی خیالی  و نا امیدی خاصی دیده می شود ولی در نقطه مقابل دست ها به شدت در حال تلاش برای تکان دادن پاها هستند.چرا دست ها با این قدرت در حال تلاشند؟ احساس می شود این دو در کف آب هستند.


در عکس پایین فضا به شکل دردناکی تلخ تر است،یک دختر در یک دیوار و دو پای جا مانده و سایه خیسی که در دیوار نقش بسته است.اما عکس وقتی تاثیر گذار تر می شود که مخاطب متوجه بازی "لی لی" دخترانه ای می شود که در جلوی عکس با گچ سفید نقاشی شده است.دختر چرا در این دیوار گیر کرده است؟

حادثه تصادف برای موسا بندری


متاسفانه چند روز پیش "موسا بندری" شاعر هرمزگانی در یک حادثه رانندگی از ناحیه کمر دچار حادثه شد،که متاسفانه باعث شکسته شدن یکی از مهره های ستون فقراتش شده است و این شاعر عزیر چند مدتی توان حرکت کردن را ندارد.

دلیل این تصادف؛ شوخی یا درگیری دو راننده کامیون در جاده "بابا غلام" و سبقت های خطرناک این ماشین های بوده است.این هم از برکات جاده های امن اطراف هرمزگان است.در پایان یک شعر از موسا بندری:


من خواب دریاچه پراز شن را دیدم
به لیلا گفتم
این قایق سهراب      چرا پراز سیب های سرخ  است
چرا آن کشتی ها       بوق نمی زنند
که چهره کودکان جزیره های دور و اطراف       بر آن پاشیده

من سکوت را    رنگ می کنم
تا بیاویزم       در نقاشی کودک ام
آسمان اش      پر از چیزی       نه روشن و نه تاریک       شود

و باریک هم شود      همین حس بومی      که شومی هم نبود
وقتی اینطور          از دندان ام       تیر می کشد

حالا       این شهریور        پراز رود هایی شده
همینطور یکبند       می ریزند      در جیب تکپوش خاکستری ام
و خوب البته       خیال خودم را       تر می کنند

وقتی فکر می کنم        در این سفر        کسی با من است
می داند        من دلم را       زیر خاک       پنهان کرده ام
نشان کسی هم نمی دهد       به کسی هم نمی گوید
ما دو تا       یک نفر       نیستیم

ای اسکله های دور بندر         عبور بندر      از چراغ قرمز نبود
و چراغ قرمز نبود        وقتی ما      بازی می کردیم     لابلای پوست مان

آن ها     به هر کدام از ما     که سنگ بپرانند     دلی تنگ را می پرانند
و من         پراز خواب دریاچه       شن را دیدم
سهراب تازه داشت       سیب ها را می کشید

کشتی داشت      در چهره کودکان دور و اطراف        غرق می شد
که من        سوت را کشیدم       و بعد هم        بوق



بخت سیاه اهل هنر سبز می شود


شمس لنگرودی،کتابی منتشر کرده است با نام "روزی که برف سرخ ببارد" این شاعر در این پژوهش تلاش کرده است نگاهی داشته باشد به آثار شاعرانی که به "سبک هندی" شهر سروده اند،در این بین اما نام بک نفر بیشتر به چشم می خورد،که "صائب تبریزی" نام دارد.

ادوارد براون یکی از نخستین مورخان ایران می گوید:در شگفتم چگونه است در ایران با وجود شاعران بزرگی چون صائب تبریزی ایرانیان حافظ را بیش از همه دوست دارند.پایان نقل. البته درهمین کتابی که معرفی می کنم،شمس لنگرودی دلایل محبوبیت حافظ را بیان کرده است.

اما من به واسطه این کتاب با یکی از شاعران بزرگ ایران زمین آشنا شدم که از این بابت خوشحالم(خواندن این کتاب به دوستان توصیه می شود.نشر مرکز)،صائب تبریزی شعرهای بسیار عمیق و زیبایی دارد و جالب است که وقتی شعرهایش را می خوانم احساس می کنم شاعر زنده است و در همین عصر زندگی می کند.

در زیر چند تک بیت از شاهکارهای این بزرگ مرد ادبیات را می نویسم.

 

روزی که برف سرخ ببارد از آسمان/ بخت سیاه اهل هنر سبز می شود.

                                             ***

از ضعیفان می شود روشن چراغ سرکشان/ بال آتش از خس و خاشاک می آید برون.

                                            ***

از زهد خشک سرکشی نفس شد زیاد/آتش بلند از خس و خاشاک می شود.

                                           ***

بر مور مار جای نفس تنگ می شود/بردند بس که آدمیان آرزو به خاک.

                                          ***

اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است/اشک کباب باعث طغیان آتش است.

                                         ***

هر که آمد در غم آباد جهان چون گردباد/ روزگاری خاک خورد آخر به هم پیچید رفت.

نمایشگاه نقاشی با نام "سوز"


احمد کارگران هنرمند مدرن هرمزگانی همیشه با آثارش مخاطب را غافلگیر می کند،هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که او در این نمایشگاه چه نقاشی هایی را ارائه خواهد کرد.کارگران هنر غافلگیری و تاثیرگذاری را به خوبی بلد است او همیشه تازه است.

مکان دقیق نمایشگاه:بندرعباس،خیابان آیت ا... غفاری نرسیده به پمپ بنزین چهارراه شهناز،فرهنگسرای طوبا،طبقه دوم نگارخانه مرحوم گرمساری.