بهشب

یادداشت‌ها

بهشب

یادداشت‌ها

گروه تاتر تی تووک در بازار تاتر جشنوراه

گروه تاتر تی تووک هرمزگان که با نمایش" فروش یک روح سرکش با فن تف یا بوتیقای خون" در جشنواره تاتر فجر حضور دارد امروز در دومین روز بازار تاتر به معرفی آثار تولید شده گروه در این چند سال پرداخت،مدیران و کارشناسان فستیوال های خارجی که برای این بازا تاتر دعوت شده اند،پس از گفتگو با ابراهیم پشتکوهی از آثار اجرا شده گروه خوششان آمد که پس از نشست DVD نمایش های گذشته ذر اختیار این افراد قرار گرفت.

غرفه بازار تاتر گروه تاتر تی تووک در تالار وحدت تهران میزبان علاقمندان به هنر می باشد،در این غرفه شما می توانید عکس ها و کلیپی را که مورد گروه تهیه  شده است را ببینید.

بعد از ۵ سال به اهواز آمدم.

امروز ساعت ۱۱ با هما و دیگر خانواده وارد شهر اهواز شدیم،تمام جاده بارانی بود،ما برای عروسی برادر بزرگم یوسف وارد اهواز شده ایم،من در اهواز به دنیا آمده ام و این جا  احساس های گمشده دارم از کودکی،تصمیم دارم هما را به خانه ای ببرم که در کودکی در آن زندگی می کردم.

آسمان اینجا ابری است و هوا بسیار خوب است،جای شما خالی

ابراهیم پشتکوهی کارگردان مطرح تاتر مورد حمله زورگیران قرار گرفت


ابراهیم پشتکوهی کارگردان مطرح تاتر کشور توسط سه زورگیر خشن مورد حملات شدید چاقو قرار گرفت،این اتفاق درگلشهر شمالی بندرعباس رخ داد،موقعی که این کارگردان برای آخرین تمرین راهی سالن نمایش بود،زورگیران که سه نفر بودند از او خواسته اند که لب تاب و کیف را به آنها بدهد اما او مقاومت کرده و از چهار ناحیه مورد حمله قرار گرفته،کتف،کمر،لب،مچ دست.

این اتفاق ساعت سه ظهر رخ داده و بنا به گفته ساکنان این برای چندمین بار است که در این کوچه این اتفاق می افتد،گروه تاتر تی تووک فردا بدون کارگردان و نویسنده کار _ابراهیم پشتکوهی_ راهی جشنواره بین المللی تاتر فجر می شود.

درهمین باره:جغد بندری

یک افتخار بزرگ دیگر برای تاتر هرمزگان

پس از راهیابی نمایش "فروش یک روح سرکش با فن تف یا بوتیقای خون" به بخش تجربه های نو جشنواره تئاتر فجر،دیروز و در یک کنفراس خبری آقای محمد حیدری دبیر جشنواره اعلام کرد که این اثر برای بخش بین الملل جشنواره هم انتخاب شده که به همراه 16 اثر خارجی و داخلی به رقابت می پردازد.اینجا را بخوانید.برای گروه تی تووک هرمزگان آرزوی موفقیت دارم.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان مریم چشمات رو باز کن

داستان//مرد با کفش های سفید و شکم تقریبا چاقش به دنبال دختر لاغر رنگ پریده  می دوید،تلویزیون اتاقم روشن بود و من کنترل را در دست داشتم،دخترک جیغ می زد و فرار می کرد،من  پفک می خوردم،دختر به بن بست بدی رسیده بود و از دماغش خون می آمد من چراغ اتاقم را خاموش کردم.دختر رو در روی مرد تقریبا چاق کفش سفید ایستاده بود،ترس و خون در صورت دختر دیده می شد اما  شکل تصویربرداری طوری بود که صورت مرد دیده نمی شد دختر نگاهی به دوربین کرد و از تلویزیون وارد اتاق من شد سریع دکمه قرمز کنترل را فشار دادم قبل از اینکه مرد کفش سفید تصمیم بگیرد دنبال دختر بیاید،حالا دیگر اتاق تاریک بود.//

اثر تازه ای از احمد کارگران






عکس های بیشتر از اثر جدید و فوق العاده احمد کارگران را در سایتش مشاهده کنید.