به همت انجمن موسیقی استان هرمزگان نخستین جشنواره تخصصی ساز عود (بربت) هفتم و هشتم خردادماه در بندرعباس به اجرا در خواهد آمد که فرهاد محمدی مسئولیت دبیری آن را بر عهده خواهم داشت.

در این جشنواره هنرمندانی از نقاط مختلف استان هرمزگان شامل بندرعباس - بندرلنگه - بندرکنگ - بندرخمیر - جزیره قشم - میناب و ... به نوازندگی ساز عود خواهند پرداخت و در حاشیه آن نمایشگاه کارگاه عودسازی دو تن از اساتید عود سازی هرمزگان جناب آقای محمدرفیع اشعری قشمی و مسعود شجاعی برگزار خواهد شد که به سوالات علاقمندان پاسخ خواهند داد.
لازم به ذکر است که استاد مجید ناظم پور به عنوان میهمان ویژه علاوه بر نوازندگی به تحلیل تاریخ ساز عود و مکاتب عود نوازی دنیا خواهد پرداخت و همچنین استاد رادمهر از بندرخمیر نواها و شیوه های مختلف عودنوازی قدیم استان هرمزگان را تشریح خواهد کرد.

این جشنواره دارای فعالیتهای جنبی زیادی است که در آینده به گزارش آن خواهم پرداخت./منبع فرهاد محمدی

مدت ها بود که شب گذرم به مرکز شهر بندرعباس نیفتاده بود،واقعا خداوند صبر بدهد به مردم به خصوص به زنان،آنقدر خیابان ها شلوغ بود و تاکسی نبود که مردم به شدت کلافه شده بودند،شروع کردم به پیاده روی که متوجه شدم این خط طویل از فلکه شهربانی تا ورزشگاه تختی ادامه دارد.
گرمای هوا بعضی را نا امید کرده بود،چند نفر گوشه خیابان نشسته بودند تعدادی با خوردن بستنی خود را خنک می کردند و زنی را دیدم که به صورت کوچک عرق کرده نوزادش فووت می کرد.چند جوان دسته جمعی شعر "شوو تارن" ابراهیم منصفی را می خواندند و من پشت سرشان قدم می زدم.
تنها چیزی که یافت نمی شد تاکسی بود،تنها چیزی که یافت نمی شد اتوبوس های شهرداری بودند،تنها چیزی که یافت نمی شد احساس مسئولیت بود،چه کسی پاسخ گو است؟کدام مسئول راه حل ارائه می دهد؟/منبع نقاشی را اینجا ببینید.

در آغاز تبریک می گویم تولد وبلاگ دیگری را در حوزه فرهنگ و هنرهرمزگان،عیسی صادقی بازیگر و کارگردان و سرپرست گروه نمایش تئاتریکال، که خودش در این وبلاگ اسمش را به این شکل "ایسا" می نویسد،در یک نوشته احساسی در خصوص برگزاری اردیبهشت تئاتر بندرعباس،مطلبی را در وبلاگش منتشر کرده،که من در نظر دارم در جوابش چند خطی بنویسم.
جناب "ایسا"مطلبت اگر چه گویای مطالبی است که حقیقت را عنوان می کند اما به نظر جا دارد محترمانه تر بنویسید،در ضمن سوال خوبی پرسیدی، اینکه همان کسانی که چند سال پیش در اعتراض به روند مدیریتی آقای امیرزاده مدیر کل فرهنگ و ارشاد هرمزگان به بالای صحنه رفتند،امسال در کنار او ایستادند و عکس یادگاری گرفتند.
اما سوالی که پیش می آید این است که آیا فضای تئاتر ما بهتر شده است؟ آیا امیرزاده در این سه سال موفق تر بوده و توانسته به خواسته های هنرمندان تئاتر پاسخ مناسب بدهد؟که فکر می کنم دوستانی که بالا عکس یادگاری گرفته اند باید پاسخ بدهند.
در قسمتی از مطلبت به جا و مناسب یادی کرده بودید از "مهدی عطایی" و "هوشنگ کرامتی" و... که به هیچ عنوان نمی شود زحمات این عزیزان را برای تئاتر هرمزگان از یادها برد اگر چه در کمال تاسف هیچ اسمی از این عزیزان برده نشد.
اما مشکل اصلی که در نوشته هایت دیدم و در واقع ترسیدم، این بود که تو هم مثل این دوستانی که این برنامه را برگزار می کردند،فقط دایره کوچک و بسته نزدیکان خودت را می بینی،مثلا از حامد رضوانی و مجید رزبان که چند سالی است هیچ فعالیتی نکرده اند نام می بری،اما هنرمندان فعال و نوگرای رودانی را فراموش می کنید،شما یادی دارید از مجید کشاورز و مجید جمشیدی _بازیگرانی که در یک تئاتر با شما همراه بودند _ اما از اسماعیل پاکدامن و میثم دامن زه و جواد انصاری و داود اسلامی و وحید رضا زارع مهرجردی و فریبا امیری را که دراین چند سال از فعال ترین بازیگران تئاتر استان بوده اند را از قلم می اندازید.و البته این لیست خیلی بلند است از آقای دریا پیما بگیر که در هرمز تلاش می کند تا دوستان خاموشی که در جاسک در حال تلاشند.یا عاشقانی که در انجمن نمایش معلولین استان زیر نظر رضا غریب زاده با تمام وجود تئاتر کار می کنند و نامی از آنها برده نمی شود.
ترسم از همین نگاه بسته است که گریبان همه را گرفته است،نگاهی که ما را ازهم دور نگه داشته است و حال و احوال تئاتر را به این روز انداخته است،چند روز پیش به یکی از دوستان مسئول در انجمن نمایش گفتم:پنج میلیون خرج این برنامه کردید آیا حاضر هستید که نصف این مبلغ را برای یک جشنواره کوچک خرج کنید؟ اما پاسخ مناسبی نشنیدم،متاسفانه ما هدف اصلی را از یاد برده ایم هر چند که من امیدوارم این رقم خوب و مناسبی که وارد حساب انجمن نمایش شده به خوبی و در جای خوش خرج شود و ما امسال شاهد اجرهای عموم در سراسر هرمزگان باشیم.
سال آینده همین روزها می شود به کارنامه کاری و مالی انجمن نمایش هرمزگان نگاه کرد و قضاوت کرد.
توضیخ 0:نام مطلب برگرفته شده از نمایش نامه دایره بسته به نویسندگی اریش ماریا رمارک - پیتر استون.
توضیح 1:مطلب عیسی صادقی را می توانید در وبلاگ تئاتریکال ببینید.

امشب ۲۹ اردیبهشت 1390 ششمین جشنواره عکس اردیبهشت به پایان می رسد،در نمایشگاه امسال ما شاهد آثاری به مراتب قوی تر از سال های گذشته بودیم،اگر چه حضور عکاسان هرمزگانی بسیار کم رنگ بود اما بندرعباس شاهد اتفاق هنری بسیار حرفه ای بود که بی شک تاثیر آن را در هنر استان شاهد خواهیم بود،آثار ارائه شده همگی دارای بار معنایی خاصی بودند و در واقع به نظر من آینه ای بود از جامعه امروز کشورمان.
مخاطب لذت می برد وقتی که می بیند که یک هنرمند با آگاهی و اندیشه و هدفمند عکاسی می کند و این گونه احساس ناب خودش را با جامعه اش تقسیم می کند،در این نمایشگاه مخاطب هم می خندد،هم نارخت می شود هم شگفت زده می شود و مهم تر از همه به فکر فرو می رود.از اینجا به بعد درگیری های هنرمند و مخاطبش شروع می شود و این خاصیت هنر مدرن است
.وقتی که تماشگر در روبروی خودش یک عکس انتزاعی را مشاهده می کند،اثر جدیدی در ذهنش ساخته می شود که شاید برداشت متفاوتی داشته باشد و از اینجا به بعد تازه کار هنر آغاز می شود،یک عکس مدرن با برداشت های متفاوت.
در پایان ضمن یک خسته نباشید بلند به همه عزیزانی که برای جشنواره زحمت کشیدند،پیشنهادی را ارئه می دهم :به نظر من در دنیای امروز هنر،بحث مقایسه و بهترین بودن ها به پایان رسیده و جالب نیست که آثار به این شکل با هم مقایسه شوند و اولین و دومین و سومین تعیین شود.شایسته است که بعد از انتخاب آثار و برپایی نمایشگاه در شهر بندرعباس همه این آثار در شهرهای دیگر کشور هم برای علاقمندان به نمایش درآید.