X
تبلیغات
رایتل


بهشب عباسی


هنرهای تجسمی در یک قرن اخیر به قدری پوست اندازی کرده است که برای نام بردن از گونه های زیر مجموعه ش باید به کتاب های  مختلف رجوع کرد،از چیدمان گرفته تا هنر زمینی از هنر ویدیو تا هنر اتفاقی ،در واقع هنرهای تجسمی در این سال ها پیشرو،متفکر و انتقادی بوده است.بندرعباس هم به عنوان شهری رو به رشد(نه لزومن مثبت)در سال های اخیر شاهد اجراهایی جسته گریخته در فضاهای هنرهای تجسمی و گونه های اشاره شده بوده است ،که بیشتر این آثار وضعیت سرگرم کننده و کم خاصیتی را دنبال می کنند.

برای نمونه فرش خاکی هرمز که توسط خالقین اثر "لند آرت" نامیده می شود (البته زیرمجموعه لند آرت قرار نمی گیرد که در مطلبی جداگانه به آن خواهم پرداخت.) یا چیدمان شمع که چند سال در جزیره هرمز توسط هنرمندان انجمن هنرهای تجسمی برپا شد و نمونه آخر چیدمان"قبله دعا"که این روزها در گالری مرداد برپا بود کاری از احسان میرحسینی.

پرسشی که این مطلب کوتاه می خواهد مطرح کند این است،چرا هنر جدید وقتی به بندرعباس وارد می شود وضعیتی "کم خاصیت" یا در مواردی " خنثی" را در خود تعریف می کند؟در حالی که رزومه و تحصیلات هنرمندان فعال این رشته در بندرعباس نشان می دهد که ما با افراد کم دانشی روبرو نیستیم.

آیا همین که یک آیین که به گذشتگان ما مرتبط است را در یک بستر نو  به نام "اینستالیشن" قرار دهیم ،وضعیت پست مدرنی را تعریف می کنیم؟

اثر "قبله دعا" اگر چه دغدغه خشکسالی دارد اما ایده در سطح مانده است و جسارت لازم را به عنوان یک اینستالیشن با رویکرد انتقادی  در خود ندارد،این نوع برخورد با هنر جدید فقط جالب و تا حدودی جذاب است که بعد از مدتی بدون تاثیرگذاری خاصی  از یاد می رود.

 در پایان بیاید یک نمونه تاثیرگذار از چیدمان را با هم مرور کنیم.

آی وی وی هنرمند اهل چین سال گذشته چیدمان "جلیقه های پناهجویان" را در برلین به نمایش گذاشت،سازمان بین المللی مهاجرت می گوید در سال 2016 بیش از 400 پناهچو در مسیر ترکیه به یونان جان خود را از دست داده اند و این هنرمند برای خلق این اثر انتقادی و تاثیرگذار از 14 هزار جلیقه نجات رها شده در جزیزه "لزبوس" یونان استفاده کرده است.